تبليغاتX
.::<-دریای بی ساحل->::. درياي بي ساحل
عاطفي- عاشقانه - شاعرانه ...



ايام محرم به تمامي دوست داران امام حسين تسليت باد

   ايام سوگواري اقا امام حسين ( ع) بر تمامي شيعيان و

 دوستان عزيزم تسليت باد  ( التماس دعا )

   

 

امشب شهادت نامه عشاق امضا ميشود-------فردا ز خون عاشقان؛اين دشت؛دريا ميشود
امشب کنار يکديگر؛بنشسته آل مصطفي-------فردا پريشان جمعشان؛ چون قلب زهرا ميشود
امشب صداي خواندن قرآن به گوش آيد ولي-----فردا صداي الامان؛زين دشت برپا ميشود
امشب کنار مادرش؛لب تشنه اصغر خفته است----فردا خدايا بسترش؛آغوش صحرا ميشود
امشب که جمع کودکان؛در خواب ناز آسوده اند----فردا به زير خارها،گم گشته پيدا ميشود
امشب رقيه حلقه ي زرين اگر دارد به گوش-----فردا دريغ اين گوشوار از گوش او وا ميشود
امشب به خيل تشنگان،عباس باشد پاسبان------فردا کنار علقمه،بي دست،سقاميشود
امشب بود جاي علي،آغوش گرم مادرش-------فردا چو گلها پيکرش،پامال اعدا ميشود
امشب گرفته در ميان،اصحاب،ثارالله را-------فردا عزيز فاطمه،بي يار و تنها ميشود
امشب به دست شاه دين،باشد سليماني نگين-----فردا به دست ساربان،اين حلقه يغما ميشود
امشب سَر سِِِرّ خدا،بر دامن زينب بوّد---------فردا انيس خولي و دير نصاري ميشود
ترسم زمين و آسمان،زير و زبر گردد---------فردا اسارت نامه ي زينب چو اجرا ميشود

 

           


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:26 توسط سارا |


خدا جون دوستت دارم

 

           

 

 

  تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ...
  تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای ...
  رقص هر لحظه به رنگ تنهایی ...
 در سکوت مروارید های آسمانی ...
 تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای ...
 تا به حال هم صدای این سرود گشته ای ...
 تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای ...
 این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی ...
 زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو ...
 هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد...
 تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو ...
تا که شاید پیوندی دهد دستان تو ...
در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو ...
تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای...
تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای...
این همان خواهش دیدار توست ...
این همان گم گشته امید در دیدار توست

 

             

  منو ببخش عزیزم اگه میگم باهام نمون

 

 دستای خالی مو ببین آخر ِقصه رو بخون

 

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش 

 

  با پول ِاون نخ خریدم زخم ِدلم رو دوختمش

 

 همسفر ِعشق و جنون  ،  عاشق ترین ِعالمم

 

 تو عشقتو ازم بگیر من واسه تو خیلی کمم

 

 بین من و تو فاصله اس یه در ِسرد آهنی

 

 من که کلیدی ندارم  تو واسه چی در می زنی

 

  این در ِسرد ِلعنتی شاید نخواد که وا بشه

 

  قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

 

               

پرواز

 

  تلخ و شكسته لبخند مي زني.مي دانم در اندوه پاييزي تو آرزوي رهايي است.

 

 هنوز مي تواني فانوس اميد نگاهت را  روشن كني .

 

 هنوز مي تواني اندوهت را پشت ديوار فراموشي جا بگذاري.

 

  نگاه كن آنجا يك تكه از آسمان،سهم پرواز دوباره توست.

 

 

 وقتی که مردم تکه یخی به روی قبرم بگذارید.

تا به جای دوستان برایم بگرید   

وقتی که مردم یک دست مرا از تابوت بیرون بگذارید...

 تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم!

وقتی که مردم یک چشم مرا در تابوت باز بگذارید...

تا بدانند که هنوز چشم به راهش هستم!

 وقتی که مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارید

تا همه بدانند بالاتر از سیاهی زندگی من بود


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 9:33 توسط سارا |